پست ثابت
الله ابهی. این وبلاگ در مورد دیانت بهائی میباشد
الله ابهی. این وبلاگ در مورد دیانت بهائی میباشد
بیت العدل اعظم که حضرت بـهاءالله آنرا بعنوان قوه تشریعیه امر بـهائی معین فرمودند در سال ۱۹۶۳ تشکیل شد. این هیأت مرکّب از نه نفر است که هر پنج سال یکبار از طرف جمیع اعضاء محافل ملّی بـهائیان جهان انتخاب می شود.
بیت العدل اعظم به اداره ی امور روحانی و اداری جامعه بینالمللی بـهائی می پردازد و نیز بعنوان امناء اماکن مقدسه و سایر املاک در اراضی مقدسه مأمور حفظ آنهاست. حضرت بـهاءالله به بیت العدل اعظم اختیار داده است که در مواردی که کتب و آثار مقدسه بـهائی ذکرشان را ننموده قوانینی تشریع نماید و این هیأت است که جامعه بـهائی را در جهانی که پیوسته در تغییر است رهبری و راهنمائی می کند

نمایی از داخل مقر بیت العدل اعظم الهی
منبع: http://saghar.org
حضرت عبدالبهاء در وصیتنامه ی خویش موسوم به الواح وصایا نوه ی ارشد خود، شوقی افندی ربانی را ولی امر و مبین تعالیم بهائی تعیین فرمودند. حضرت شوقی افندی در مقام ولی امر بهائی در سال ۱۹۵۷ عالم خاک را وداع گفتند. ایشان در طی سی و شش سال بسیاری از آثار حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء را به انگلیسی ترجمه و تشریح نموده، تأسیس مؤسسات محلّی و ملّی بهائی را تشویق فرموده و انتشار افکار بهائی را در اقطار عالم تحت نقشههایی منظم و مستمر رهبری کردند.
حضرت ولی امر الله یادگار جاودانه خود را با ایجاد تزئینات باشكوهی جهت استقرار مرکز جهانی بهائی در ارض اقدس تأسیس فرمودند. بنای مقام عرش مطهر حضرت رب اعلی و ساختمان آرشیو بینالمللی بهائی، و همچنین طراحی و تنظیم و ترتیب باغهای زیبای قصر بهجی و دامنه کوه کرمل از خلاقیت بی نظیر آن حضرت است.


عکسی از حضرت عبدالبهاء
منبع: http://saghar.org
حضرت بهاءالله در سال ۱۸۱۷ در خانـوادهای از نجـبا و اشـراف ایران تولد یافت خاندانش بسیار ثروتمند و نسب صحیحشان به پادشاهان ساسانی می رسید. حضرت بـهاءالله از داشتن مقامی در دربار آنزمان ممانعت ورزید و از همه ثروت و مزایایی که داشت چشم پوشید، در عوض مشهور به سخاوت و مهربانی شد و محبوب هموطنانش گشت و چون حضرت بهاءالله حمایت خویش را از آئین حضرت باب اعلان فرمودند طولی نکشید که تمام مناصب و امتیازاتش را از دست داد و در طوفانـی که پـس از شهادت حضـرت باب در ایران برخاست از همه ثروت و مال دنیـا محروم و خود نیز دچار شكنجه و آزار و گرفتـار زندان شد. سپس چند بار ایشان را تبعید نمودند. اولین تبعیدشان به بغداد بود. در سال ۱۸۶۳ از همان شهر حضرت بـهاءالله خود را موعود بیان اعلان فرمودند. از بغداد حضرت بـهاءالله را به استانبول و از آنجا به ادرنه و بالاخره به عکّا تبعید نمودند. عکّا در اراضی مقدسه بود و حضرت بـهاءالله بعنوان یک زندانی در سال ۱۸۶۸ وارد آن شهر گردند. از ادرنه و سپس از عکّا حضرت بـهاءالله نامههای متعددی خطاب به ملوك و سلاطین زمان خویش صادر فرمودند. این الواح در تاریخ ادیان بی نظیر و از اسناد بسیار مهم و پر عظمتی است که در آن حضرت بـهاءالله اعـلان فرمودند که تمدنی جهانی در شرف تکوین است و زمانش فرارسیده که اهل عالم بسرا پرده وحدت و یگانگی درآیند و به شاهان و امپراطورها و روسای جمهور در قرن نوزدهم نصیحت کردند که از اختـﻻفات خویش دست بردارند و تسلیحات خویش را به حداقل رسانند و در عوض کوشش و امکانات خویش را صرف ایجاد صلح عمومی نمایند. درگذشت حضرت بـهاءالله در بـهجی در شمال عکّا واقع شد و مزارشان در همان جا استقرار یافت و تعالیمشان کم کم از مرز خاورمیانه بیرون رفت و در نقاط دیگر منتشر شد. روضه مبـارکه ی ایشان امروز قبله جامعه جهانی بـهائی می باشد.

در ۲۳ ماه می ۱۸۴۴ در ایران در شهر شیراز جوانی که ملقّب به باب بود اعلان کرد که پیغمبر الهی که همه جهان در انتظارش هستند ظاهر خواهد شد. لقب باب از این جهت است که اگر چه حضرت باب خود مظهر مستقلّ الهی بود اعلان فرمودند که مقصد اصلیش آنست که مردم را برای ظهور کلّی الهی بعد از خود آماده نمایند. حضرت باب پس از این اعلان بزودی دچار عذاب و ایذاء روحانیون مقتدر اسلامی گردید. دستگیر و مضروب شد و به زندان افتاد و بالاخره کمتر از شش سال بعد در ۹ جولای ۱۸۵۰ در میدان عمومی شهر تبریز شهید شد و ۲۰ هزار از پیروانش نیز طی کشتارهای متعدد در سراسر ایران به شهادت رسیدند و حال بنای باشكوهی با گنبد زرین در کوه کرمل مشرف بر خلیج حیفا و محاط به گلزارهای زیبا بنام مقام اعلی ساخته شده است که جسد مطّهر حضرت باب را در آغوش گرفته است.
حضرت بهاءاللّه به ما چنین تعلیم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است،" خود انسان از این گنج شایگان بیخبر است تا چه رسد به دیگران. مقصد از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفتهاش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی بکارش برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در این جهان مانند زندگی جنینی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد می کند اما هرچند آن اعضا در عالم جنین بکار نمی آید ولی رشد و نموش لازم است تا کودک پس از تولد در این عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدین گونه، نیروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در این عالم است. روح پس از خروج از این عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است.
بنابراین روش زندگی بهائیان مستلزم رشد و نمو معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قیود این جهان محدود آزاد می سازد و درهای جدیدی را به روی ما می گشاید. همکاری در برنامههای مفید با مردمی که با یکدیگر از همه حیث تفاوت دارند تعصّبات دیرینه را نابود می سازد. الكل و مواد مخدر که عقل را زائل می سازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نیز از غیبت و افترا که اعتماد بین مردمان را سست می کند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از میان می برد باید احتراز جست.

حضرت بـهاءالله ما را به وحدانيت پروردگار تعليم داده يعنی که خدا يکی است و اوست که پی در پی اراده خويش را در ظهور پيغمبران در هر زمان بر نوع انسان ظاهر ساخته است و پيغمبران نيروي اصلي در تمدن بشري در طول تاريخ بودهاند. پيامبران آسماني واسطهء بين خدا و خلقاند و از يک منشاء براي تربيت و ترقي نوع بشر آمدهاند، مردمان جهان اديان را بکلي جدا از يکديگر مي دانند ولي در نظر بهائيان مقصد جميع فرستادگان يزداني يکي است و آن رساندن بشر به بلوغ روحاني و معنوي او است. حال زمان ما زمانی است که انسان به مرحله بلوغ وارد گشته و وحدت خاندان بشری و بنای جامعهای جهانی و صلح عمومی امکان پذير شده است. برای وصول به هدف وحدت عالم انسانی از جمله تعاليمی که امر بهائی ترويج مي کند عبارت است از:
ترک جميع تعصّبات •
تساوي جميع حقوق و امکانات برای زن و مرد •
تعديل معيشت و از ميان بردن افراط و تفريط در فقر و ثروت •
تعليم و تربيت عمومي •
.تحرّي حقيقت يعني هر کس خود بايد به جستجوي حقيقت پردازد و از تقليد دست بردارد •
ايجاد جامعه متّحدالمنافع جهاني •
مطابقت دين با علم و عقل •

امر بـهائی جوانترين دين از اديان مستقل جهان است و تجديد دين از اصول اين آئين است زيرا در هر زمان مقتضيات جامعه بشری تغيير مي پذيرد و در هر عصری دينی جديد موافق با مقتضيات و نيازمندهاي جهانيان ظاهر مي گردد. بـهائيان معتقدند که حضرت بـهاءالله، بنيانگذار امر بـهائی (۱۸۱۷- ۱۸۹۲) جديدترين فرستاده الهی در سلسله پيامبران پيشين چون حضرت ابراهيم، موسی و بودا و زردشت و مسيح و بالاخره حضرت محمد است و رسالتش برای ايجاد تمدنی جديد و جهانی است که بشر در اين زمان بدان نيازمند است. محور تعاليم ديانت بـهائی وحدت عالم انسانی است يعنی وقت آن آمده است که بشر از هر قوم و نژادی به يگانگی رسند و همه در ظلّ يک جامعه جهانی درآيند. حضرت بـهاءالله فرموده است که خداوند بيمانند نيروهائی را در جهان بکار گماشته است تا آنچه را که بر حسب سنّتهای پيشين سبب جدائی و اختلاف ميان اقوام و طبقات و اديان و ملل عالم گشته است از ميان بردارد و مهمترين کاری که امروز بشر بايد به آن پردازد وحدت عالم انسانی و تلاش و کوشش در راه اتّحاد و اتّفاق اهل عالم است. يکي از اهداف و مقاصد دين بـهائی بذل و همت و مساعدت در اين مسير است. از اين روی امر بـهائی جامعهی جهانی مرکّبی بيش از 5 ميليون (طبق آمار سال 1985) از اکثر ملل و نژادها و فرهنگهای جهان بوجود آورده و تعاليم حضرت بـهاءالله را در آن جامعه تجسم بخشيده است. آزمايشی که بهائيان در اين راه گذرانده اند سبب تشويق کسانی است که از همين راه مي پويند و نوع انسان را اعضاء يک خاندان و کره زمين را يک وطن مي دانند
